بخش اول اصول حاکمیت شرکتی ایزو 37000
- امن نگر سامان
- مقالات
فهرست مطالب
اصول حاکمیت شرکتی ایزو 37000 – بخش اول
در عصر کنونی که سازمانها با محیطی پیچیده، متغیر و پر از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی مواجه هستند، داشتن یک چارچوب مؤثر برای حاکمیت سازمانی امری ضروری است. حاکمیت سازمانی نهتنها به عملکرد سازمان و تحقق اهداف استراتژیک آن کمک میکند، بلکه تأثیر مستقیمی بر شفافیت، پاسخگویی، پایداری و اعتماد ذینفعان دارد.
در این راستا، استاندارد ISO37000:2021 بهعنوان نخستین استاندارد بینالمللی در زمینه اصول حاکمیت سازمانی، مجموعهای از دستورالعملها و رهنمودهای کلیدی را برای سازمانهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی ارائه میدهد تا بتوانند سیستم حاکمیت خود را بهینهسازی کنند.
استاندارد ISO37000:2021 بر اساس یازده اصل کلیدی تدوین شده است که چارچوبی جامع برای حاکمیت مؤثر سازمانی ارائه میدهد. این اصول به سازمانها کمک میکنند تا ارزشآفرینی پایدار، شفافیت، پاسخگویی و مدیریت مسئولانه را در فرآیندهای خود نهادینه کنند. در این سند، هر یک از این اصول مورد بررسی قرار گرفته و نحوه پیادهسازی آنها در سازمانها تشریح شده است.
این اصول عبارتند از :
- اصل 1) هدف غایی
- اصل 2) خلق ارزش پایدار
- اصل 3) استراتژی
- اصل 4) نظارت
- اصل 5) پاسخگویی
- اصل 6) تعامل با ذینفعان
- اصل 7) رهبری
- اصل 8) دادهها و تصمیمات
- اصل 9) راهبری ریسک
- اصل 10) مسئولیت اجتماعی
- اصل 11) بقای سازمان و تداوم عملکرد آن در طول زمان
اصل 1) هدف غایی (Purpose)
نهاد حاکمیت، باید اطمینان حاصل نماید که دلیل وجودی سازمان به وضوح به عنوان یک هدف و قصد سازمانی تعریف شده است. این هدف غایی باید سایر مقاصد سازمان را در حوزه زیست محیطی، جامعه و ذ ینفعان تعیین کند. نهاد حاکمیت همچنین باید از تعریف شفاف مجموعه ای از ارزش های سازمانی مرتبط نیز اطمینان یابد.
هر سازمان باید دارای یک هدف غایی شفاف و مشخص باشد که دلیل وجودی آن را توضیح دهد. این هدف باید در تمام تصمیمات، سیاستها و اقدامات سازمان منعکس شود و بهگونهای تدوین گردد که ارزشهای سازمانی و مسیر توسعه را تعیین کند. تعریف هدف غایی به سازمان کمک میکند تا تمام فعالیتهای خود را همراستا کند، شفافیت را افزایش دهد و مسئولیتپذیری را تقویت نماید. همچنین این هدف باید بر اساس هویت سازمان، ارزشهای آن و انتظارات محیطی و اجتماعی تعیین شود.
مزایای تحقق اصل در سازمان
افزایش شفافیت
سازمان دلیل وجودی خود را مشخص کرده و تمامی تصمیمات در این راستا گرفته میشود.
ایجاد همراستایی
تمامی فعالیتها، سیاستها و تصمیمگیریها در یک مسیر مشخص قرار میگیرند.
تسهیل در تصمیمگیری
هدف غایی سازمان یک چارچوب مرجع برای انتخابها و سیاستگذاریهای سازمانی فراهم میکند.
تقویت مسئولیتپذیری
ارزشهای سازمانی که در راستای هدف غایی تعریف شدهاند، فرهنگ پاسخگویی و تعهد را ایجاد میکنند.
افزایش کارایی و کاهش سردرگمی
سازمان از انجام فعالیتهای غیرضروری یا ناسازگار با مأموریت اصلی خود اجتناب میکند.
نحوه پیادهسازی اصل در سازمان
تعریف و مستندسازی هدف غایی سازمان
- تنظیم بیانیهای رسمی که دلیل اصلی وجود سازمان و تأثیر آن را مشخص کند
- مستندسازی هدف غایی در اسناد سازمانی مانند اساسنامه، منشور سازمانی و سیاستهای کلان
- اطمینان از اینکه این هدف قابل درک، شفاف و در دسترس همه باشد
تدوین ارزشهای سازمانی
- تعریف اصول اخلاقی و رفتاری سازمان که مبنای تصمیمگیریها قرار میگیرد
- مستندسازی این ارزشها در دستورالعملهای داخلی، منشور اخلاقی و سیاستهای رفتاری سازمان
- ایجاد مکانیزمهایی برای اندازهگیری میزان پایبندی به ارزشها و بررسی تأثیر آنها در تصمیمات سازمانی
همسو کردن برنامههای اجرایی با هدف غایی
- بررسی و اطمینان از اینکه تمام برنامهها، سیاستها و تصمیمات سازمانی مطابق با هدف غایی هستند
- ایجاد فرآیندهایی برای یکپارچهسازی هدف غایی در تصمیمات عملیاتی و اجرایی سازمان
پایش و ارزیابی مستمر هدف غایی
- بازبینی دورهای اثرگذاری هدف غایی سازمان در محیط در حال تغییر
- انجام ممیزیهای داخلی برای بررسی میزان تحقق هدف غایی در استراتژیها و برنامههای سازمانی
آموزش و ترویج هدف غایی سازمان
- برگزاری جلسات آموزشی برای مدیران و کارکنان درباره اهمیت هدف غایی و چگونگی اجرای آن
- انتشار اطلاعات مربوط به هدف غایی سازمان از طریق وبسایت، گزارشهای داخلی و مستندات ارتباطی
اصل 2) خلق ارزش پایدار(Sustainable Value Creation)
نهاد حاکمیت باید اهداف خلق ارزشِ سازمان را بهگونه ای تعریف کند که اهداف مذکور، هدف غایی سازمانی را مطابق با ارزشهای سازمانی و بستر زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی که سازمان در آن فعالیت می کند، محقق نماید.
سازمانها برای موفقیت باید ارزش پایدار ایجاد کنند که هم برای خودشان و هم برای افرادی که با آنها در تعامل هستند، مفید باشد. خلق ارزش فقط به سودآوری مالی محدود نمیشود، بلکه شامل اثرات سازمان بر جامعه، محیطزیست و ذینفعان نیز میشود.
این اصل تأکید دارد که سازمان باید یک مدل خلق ارزش مشخص داشته باشد که در آن تعریف ارزش، روش ایجاد آن، نحوه ارائه و چگونگی حفظ آن در بلندمدت مشخص شده باشد. علاوه بر این، سازمان باید از منابع خود بهصورت بهینه استفاده کند، تأثیرات خود را ارزیابی کند و شفافیت و پاسخگویی را در فرآیندهای خود حفظ کند.
مزایای اجرای این اصل
افزایش پایداری سازمان
سازمان با تمرکز بر حفظ ارزشها در بلندمدت، بهبود عملکرد و رشد پایدار را تجربه میکند.
بهینهسازی منابع
تخصیص مؤثر منابع مالی، انسانی و محیطزیستی باعث کاهش اتلاف و افزایش بهرهوری میشود.
افزایش اعتماد ذینفعان
سازمانهایی که ارزش واقعی و ماندگار خلق میکنند، اعتماد مشتریان، سرمایهگذاران و سایر گروههای مرتبط را جلب میکنند.
کاهش ریسکها
بررسی تأثیرات محیطی، اجتماعی و اقتصادی قبل از تصمیمگیری، از بروز بحرانها و چالشهای آینده جلوگیری میکند.
همراستایی با تغییرات محیطی
سازمانهایی که مدل خلق ارزش خود را با تغییرات تکنولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی تطبیق میدهند، رقابتپذیری بیشتری دارند.
نحوه پیادهسازی در سازمان
تعریف و مستندسازی مدل خلق ارزش
- تعیین چه نوع ارزشی سازمان میخواهد خلق کند (مالی، اجتماعی، محیطزیستی و غیره).
- مستندسازی این مدل در اسناد راهبردی سازمان و انتشار آن بهصورت شفاف.
- ایجاد چارچوبی برای نظارت بر میزان تحقق ارزشهای موردنظر سازمان.
ارزیابی منابع موردنیاز برای خلق ارزش
- شناسایی و دستهبندی منابع کلیدی سازمان شامل منابع انسانی، مالی، محیطزیستی و فناورانه.
- بررسی کیفیت و میزان تأثیرگذاری این منابع در فرآیندهای سازمانی.
- بهینهسازی تخصیص منابع برای جلوگیری از هدررفت و افزایش بهرهوری.
ایجاد فرآیندهای پایدار برای حفظ ارزش
- ایجاد سیستمهایی برای ردیابی میزان موفقیت سازمان در حفظ ارزشهای ایجادشده.
- اطمینان از همراستایی ارزشهای سازمان با تحولات محیطی، اجتماعی و اقتصادی.
- بهکارگیری سیستمهای گزارشدهی شفاف برای نظارت بر حفظ ارزش و ارائه اطلاعات به ذینفعان.
تعامل مستمر با ذینفعان برای بهبود خلق ارزش
- دریافت بازخورد از مشتریان، تأمینکنندگان، کارکنان و سایر گروههای تأثیرگذار برای اصلاح مدل خلق ارزش.
- شناسایی ذینفعانی که بر دسترسی سازمان به منابع موردنیاز برای خلق ارزش تأثیر دارند.
- برگزاری جلسات منظم برای ارزیابی میزان موفقیت سازمان در تحقق ارزشهای تعیینشده.
طراحی مکانیزمهایی برای جلوگیری از کاهش یا از بین رفتن ارزشها
- بررسی ریسکهایی که ممکن است ارزشهای ایجادشده را تهدید کنند و تدوین راهکارهای مناسب برای کاهش آنها.
- ایجاد فرآیندهای گزارشدهی برای ارائه وضعیت حفظ ارزشهای سازمان به ذینفعان.
- پیادهسازی سیاستهای شفاف برای توضیح اقدامات اصلاحی در صورت از بین رفتن ارزشهای ایجادشده.
اصل 3) استراتژی (Strategy)
نهاد حاکمیت می بایست در راستای تحقق هدف غایی سازمان، استراتژی سازمانی را مطابق با مدل ارزش آفرینی هدایت نموده و با آن تعامل نزدیک داشته باشد. سازمان باید استراتژیهای خود را بهگونهای تنظیم کند که به تحقق هدف غایی و خلق ارزش پایدار منجر شود.
استراتژیها باید با مدل خلق ارزش سازمانی همسو باشند و در پاسخ به تغییرات محیطی و نیازهای ذینفعان تنظیم شوند. نهاد حاکمیت نقش کلیدی در هدایت، نظارت و ارزیابی استراتژی سازمان دارد و باید اطمینان حاصل کند که استراتژیهای سازمان نهتنها عملیاتی و پایدار هستند، بلکه با خطمشیهای حاکمیتی، مدیریت ریسک، منابع سازمانی و نیازهای ذینفعان همخوانی دارند.
مزایای اجرای این اصل
همسویی فعالیتهای سازمان با هدف غایی
تصمیمات و اقدامات سازمان در یک مسیر مشخص و هدفمند قرار میگیرند.
افزایش انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات
سازمان قادر خواهد بود استراتژیهای خود را متناسب با تغییرات محیطی تنظیم کند.
بهینهسازی استفاده از منابع
تصمیمات استراتژیک باعث میشود که منابع مالی، انسانی و فناورانه بهصورت مؤثر تخصیص داده شوند. بهبود تصمیمگیری و چابکی سازمانی استراتژی بهعنوان چارچوبی برای تصمیمگیری عمل کرده و فرآیندهای سازمانی را هماهنگ میکند.
تقویت مسئولیتپذیری و پاسخگویی
خطمشیهای حاکمیتی، اختیارات و مسئولیتهای سازمان را شفاف میکنند.
نحوه پیادهسازی در سازمان
تعیین نتایج استراتژیک و جهتگیری سازمان
- تدوین اهداف استراتژیک شفاف که تحقق هدف غایی و ارزشآفرینی سازمان را تضمین کند.
- بررسی بستر داخلی و خارجی سازمان شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، محیطی و قانونی.
- تنظیم چشمانداز ریسک سازمان و شناسایی فرصتهای بالقوه برای نوآوری.
- تحلیل روابط سازمان با ذینفعان و درک انتظارات و نیازهای آنها.
تدوین و اجرای خطمشیهای حکمرانی
- تعریف سیاستهای اجرایی و نظارتی برای اطمینان از اینکه استراتژی سازمان در مسیر درست حرکت میکند.
- تعیین نقشها و مسئولیتهای مدیران و کارکنان در فرآیند برنامهریزی استراتژیک.
- ایجاد فرآیندهای کنترلی برای ارزیابی میزان موفقیت استراتژیها و مدیریت ریسکهای سازمانی.
مشارکت در برنامهریزی استراتژیک
- تفویض اختیار در فرآیند برنامهریزی استراتژیک به بخشهای اجرایی، در عین حفظ نظارت حاکمیتی.
- ارزیابی و تصویب برنامههای استراتژیک قبل از اجرا.
- نظارت مستمر بر اجرای برنامهها و ارزیابی عملکرد آنها در مقایسه با اهداف تعیینشده.
هدایت اجرای استراتژی سازمانی
- ایجاد یک فرهنگ سازمانی پویا که به اجرای استراتژیها کمک کند.
- نظارت بر تصمیمات و فعالیتهای سازمان بهمنظور اطمینان از اجرای صحیح استراتژیها.
- استفاده از شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) برای اندازهگیری میزان تحقق اهداف استراتژیک.
بهینهسازی و بهروزرسانی استراتژیها
- ارزیابی منظم تأثیرات تغییرات محیطی بر استراتژیهای سازمان.
- اصلاح خطمشیها و راهبردها برای اطمینان از همسویی آنها با شرایط جدید.
- برنامهریزی برای جانشینپروری و توسعه توانمندیهای مدیریتی برای اطمینان از پایداری استراتژیهای سازمانی.
اصل 4) نظارت (Monitoring)
نهاد حاکمیت باید بر عملکرد سازمان نظارت ]پایش[ داشته باشد تا اطمینان حاصل نماید که مقاصد و انتظارات نهاد حاکمیت از سازمان، رفتار اخلاق مدار و تطابق با قوانین و مقررات و رعایت تعهدات مربوطه برآورده می شود.
این اصل تأکید دارد که نظارت نهتنها برای ارزیابی میزان تحقق اهداف سازمانی و استراتژیک ضروری است، بلکه از طریق آن، اقدامات اصلاحی مناسب در صورت مشاهده مشکلات و انحرافات انجام میشود. یک سیستم نظارتی قوی شامل دریافت گزارشهای مدیریتی، بررسی عملکرد مالی، مدیریت ریسک، کنترلهای داخلی، حسابرسیهای مستقل و بررسی میزان تطابق سازمان با مقررات است.
مزایای اجرای این اصل
افزایش شفافیت و پاسخگویی
سازمان در برابر عملکرد خود مسئولیتپذیر خواهد بود.
کاهش تخلفات و فساد
فرآیندهای نظارتی باعث کاهش سوءاستفادههای مالی، اداری و اخلاقی میشود.
بهبود تصمیمگیری
اطلاعات دقیق از عملکرد سازمان، تصمیمگیری بهتر را تسهیل میکند.
مدیریت بهتر ریسکها
شناسایی تهدیدها و فرصتها قبل از وقوع مشکلات، به افزایش پایداری سازمان کمک میکند.
افزایش کارایی سازمانی
اصلاح سریع مشکلات، باعث بهینهسازی فرآیندها و بهرهوری بیشتر میشود.
نحوه پیادهسازی در سازمان
ایجاد یک سیستم نظارتی جامع
- تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد برای سنجش میزان موفقیت سازمان در تحقق اهداف خود.
- استفاده از سیستم کنترل داخلی شامل مدیریت ریسک، مدیریت انطباق و کنترلهای مالی.
- تعریف مکانیسمهای گزارشدهی شفاف برای ارائه اطلاعات دقیق به نهاد حاکمیت.
ارزیابی عملکرد سازمان بهصورت مستمر
- بررسی گزارشهای مدیریتی، مالی و اجرایی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان.
- تحلیل میزان تطابق سازمان با ارزشهای اخلاقی، قوانین و مقررات.
- ارزیابی ریسکهای کلیدی و تأثیر آنها بر عملیات سازمان.
ایجاد فرآیندهای مستقل برای اطمینانبخشی
- انجام حسابرسیهای داخلی و مستقل برای بررسی میزان انطباق عملکرد سازمان.
- ارزیابی نحوه تعامل سازمان با ذینفعان و میزان تأثیرات آن بر محیط اجتماعی و اقتصادی.
- بررسی تخصیص منابع، ظرفیتها و قابلیتهای سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک.
بهبود مستمر فرآیندهای نظارتی
- انجام بازبینیهای دورهای بر فرآیندهای نظارتی برای اطمینان از کارآمدی آنها.
- تعریف سیاستهایی برای جلوگیری از تعارض منافع و افزایش شفافیت در نظارتها.
- تضمین استقلال افرادی که مسئول اجرای فرآیندهای نظارتی هستند تا از هرگونه تأثیرپذیری جلوگیری شود.
اطمینان از تأمین اطلاعات شفاف و دقیق
- دریافت گزارشهای مالی، مدیریتی و ریسک بهصورت منظم و شفاف.
- نظارت بر مدیریت دادهها و استفاده از فناوری برای ارتقای کیفیت تصمیمگیری.
- استفاده از نظرسنجیها و مکانیسمهای بازخوردگیری از کارکنان و مشتریان برای بهبود فرآیندهای نظارتی.
اصل 5) پاسخگویی (Accountability)
نهاد حاکمیت می بایست پاسخگویی خود را در قبال کل سازمان در عمل نشان داده و کسانی را که به آنها تفویض اختیار نموده است را در مقام پاسخگویی قرار دهد. این نهاد باید بهصورت عملی و مستمر نشان دهد که در قبال عملکرد سازمان و نتایج آن مسئول است. این اصل تأکید دارد که پاسخگویی نباید فقط یک مفهوم نظری باشد، بلکه باید از طریق نظارت، گزارشدهی شفاف و تعامل با ذینفعان به اجرا درآید.
تفویض اختیار به مدیران و کارکنان به معنای سلب مسئولیت از نهاد حاکمیت نیست، بلکه این نهاد همچنان باید بر تصمیمات، اقدامات و نتایج سازمانی نظارت داشته و در صورت لزوم اقدامات اصلاحی را اجرا کند. پاسخگویی سازمانی شامل شفافیت در تصمیمگیری، گزارشدهی دقیق و دسترسی ذینفعان به اطلاعات لازم برای ارزیابی عملکرد سازمان است. این اصل همچنین بیان میکند که تعامل مؤثر با ذینفعان، بازخوردگیری و بهبود مستمر فرآیندهای پاسخگویی از اهمیت بالایی برخوردار است.
مزایای اجرای این اصل
افزایش اعتماد ذینفعان
ارائه اطلاعات شفاف باعث ایجاد اعتماد میان سازمان و ذینفعان میشود.
بهبود عملکرد سازمان
پاسخگویی باعث ارتقای کیفیت تصمیمگیری و اجرای مؤثرتر برنامهها میشود.
تقویت فرهنگ مسئولیتپذیری
ایجاد محیطی که در آن هر فرد نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشد.
کاهش تخلفات و سوءمدیریت
شفافیت و گزارشدهی از فساد، سوءاستفاده از منابع و تصمیمات غیراخلاقی جلوگیری میکند.
افزایش مشروعیت سازمان
پاسخگویی نشاندهنده تعهد سازمان به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است که منجر به افزایش مقبولیت آن در جامعه میشود.
نحوه پیادهسازی در سازمان
ایجاد مکانیزمهای پاسخگویی در نهاد حاکمیت
- مشخص کردن نقشها و مسئولیتهای اعضای نهاد حاکمیت و مدیران اجرایی بهصورت شفاف.
- تعیین خطمشیهای پاسخگویی که مشخص کند چه کسی در برابر چه تصمیمی مسئول است.
- مستندسازی فرآیندهای پاسخگویی و ارائه آن به کلیه مدیران و ذینفعان سازمان.
استقرار یک سیستم گزارشدهی شفاف و مؤثر
- تنظیم گزارشهای عملکردی دقیق و شفاف که شامل اقدامات، تصمیمات و نتایج کلیدی باشد.
- اطمینان از اینکه اطلاعات سازمانی بهطور کامل، متوازن و بهموقع به ذینفعان ارائه میشود.
- استفاده از شاخصهای کلیدی عملکرد برای سنجش میزان تحقق اهداف و تعهدات سازمانی.
پایش و ارزیابی عملکرد سازمان و اقدامات اصلاحی
- بررسی تطابق عملکرد سازمان با قوانین، مقررات و تعهدات اخلاقی.
- اطمینان از انجام اقدامات اصلاحی در صورت مشاهده تخلفات یا انحرافات از برنامههای سازمانی.
- ایجاد فرآیندهای بازبینی داخلی برای بررسی میزان تحقق اهداف پاسخگویی.
تقویت تعامل و شفافیت در ارتباط با ذینفعان
- اطمینان از اینکه تمامی ذینفعان مرتبط به اطلاعات ضروری برای ارزیابی عملکرد سازمان دسترسی دارند.
- برگزاری جلسات منظم برای دریافت بازخورد از ذینفعان و ارزیابی میزان رضایت آنها.
- تعریف فرآیندهای افشاگری و دریافت بازخورد برای گزارش تخلفات و ارائه پیشنهادات.
پایش عملکرد افرادی که به آنها تفویض اختیار شده است
- اطمینان از اینکه مدیران اجرایی و سایر افراد دارای اختیار، نسبت به عملکرد خود پاسخگو هستند.
- استفاده از سازوکارهای بررسی عملکرد مدیران اجرایی از طریق ارزیابیهای مستقل.
- اعمال عواقب لازم در صورت عدم انجام تعهدات یا سوءمدیریت.